بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

661

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

كه در بعض روايات نام او شمعون بن حاريا و در بعضى ديگر فنحاص بن الحارث است چنانچه ابن شهر آشوب در مناقب خود تصريح برين كرده سه صاع جو قرض نمودند يا آنكه سه صاع جو باجرت غزل پشم گرفتند كه حضرت فاطمهء زهرا عليها السلام آن را بريسد و يا آنكه آن حضرت خود را با جاره داد كه بعوض سه صاع جو نخلستان او را سيراب گرداند و بهر تقدير آن سه صاع جو را بحجرهء طيبهء طاهره سيدهء نساء العالمين عليها السلام آورد و آن جناب در شب اول روزه يك صاع آن را نان پخت و بعد از اداء نماز چون خواستند كه از آن نان روزه گشايند مسكينى بدر خانه آمده سؤال كرد و جميع اهل روزه بموافقت امير المؤمنين عليه السّلام حصهء نان خود را به آن مسكين دادند و تمام آن يك صاع نان نصيب مسكين شد و خود به آب خالص روزه گشودند و همچنين در شب دوم بواسطهء طلب يتيمى و در شب سوم به جهت طلب اسيرى از اسيران مشركين به آب روزه وا كردند و در مناقب ابن شهر آشوب آورده كه آن اسير بدرخانه آمد و گفت يا اهل بيت محمد تأسروننا و لا تطمعوننا يعنى اى اهل بيت صلى اللَّه عليه و إله اسير ميگيريد ما را در ميان لشكر اهل شرك و طعام نميدهيد ما را ! و در روز چهارم كه وفا به نذر خود كرده بودند حضرت امير المؤمنين و حسنين عليهم الصلاة و السلم در غايت ضعف و ناتوانى به خدمت حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و إله آمدند و آن حضرت بعد از مشاهدهء حال آن حضرات بگريه افتادند پس جبرئيل امين عليه السّلام با سورهء هل اتى در رسيد و آيهء إِنَّ الْأَبْرارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كانَ مِزاجُها كافُوراً - تا وَ كانَ سَعْيُكُمْ مَشْكُوراً بر حضرت خواند و در مناقب ابن شهر آشوب مذكور است كه چون سيد الرسل و هادى السبل صلوات اللَّه عليه و آله اهل بيت طيبين و طاهرين خود را جوعان و گرسنه ديد درين وقت جبرئيل عليه السّلام با كاسهء از طلاى مرصع بدر و ياقوت نازل گشتند و آن كاسه مملو بود از تريد كه از آن بوى مشك و كافور مىآيد پس اهل بيت رسالت صلوات اللَّه عليهم اجمعين از آن خوردند تا سير شدند و با وجود اين لقمه‌اى از آن كم نشده بود در اين اثنا ساحرهء يهوديه از ايشان طعام طلبيد حضرت